با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بدهید
هوش خانم ها
ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۸  

 

 

 

خانمی در زمین گلف سرگرم بازی بود.

ضربه ای به توپ زد که سبب پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد.

خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد.

قورباغه ای در تله ای گرفتار بود (و از عجایب آن روزگار این بود که آن قورباغه به زبان آدمیان سخن میگفت!)

 

رو به آن خانم گفت:

اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می کنم.

خانم ذوق زده شد و خیلی سریع قورباغه را آزاد کرد.

 

قورباغه به او گفت؛ نگذاشتی شرایط برآورده کردن آرزوها را بگویم.

هر آرزویی که برایت برآورده کردم، ۱۰ برابر آنرا برای همسرت برآورده می کنم!

 

خانم کمی اندیشید و گفت: ایرادی ندارد.

و آرزوی اول خود را گفت:

من می خواهم زیباترین زن دنیا شوم.

 

 

 

 


کلمات کلیدی:
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بدهید
شما جز کدام گروه هستید؟
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٢  

 

"بسم تعالی"

قورباغه ها "غرغر" می کنند

پرندگان "تلاش" می کنند

شما جزء کدام گروه هستید؟


کلمات کلیدی:
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بدهید
تایناتیک
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٧  

 

"بسم الله الرحمن الرحیم"

 

با سلام:

 امروز با اجازه شما چند عکس از کشتی تایتانیک  Titanic     

برایتان گذاشتم که امیدوارم لذت ببرید.

البته بعضی از این عکسها مربوط به قبل از حادثه برخورد با یخ و غرق شدن می باشد.

ببینید و لذت ببرید:

سالن بزرگ پذیرایی تایتانیک

 

 

سالن بزرگ پذیرایی تایتانیک

(این پلکان بزرگ دو طرفه یکی از مکانهای یزرگ تایتانیک است)


کلمات کلیدی:
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بدهید
اتوبوس پیرزنان
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢۱  

 

 

با سلام:

تعدادی پیرزن برای گردش پیک نیک وگردش جمعی یک اتوبوس اجاره کرده بودند.

بعد از مدتی یکی از پیرزنان با یک مشت بادام نزد راننده آمده و به وی تعارف کرد.

راننده هم تشکر کرده و بادامها را خورد.

۴۵ دقیقه بعد مجددا پیرزن با یک مشت بادام پیش راننده آمد و تعارف کرد.

راننده هم با سپاسگزاری آنها را برداشت و خورد.

این کار دو بار دیگر تکرار شد, تا آنکه وقتی پیرزن برای بار پنجم با یک مشت بادام نزد وی آمد راننده از او سدوال کرد:

 "چرا بادامها را خودتان نمی خورید؟"

 

پیرزن جواب داد:

 "چون ما دندان نداریم."

 

راننده که کنجکاو شده بود پرسید:

"پس چرا آنها  را خریده اید؟!"

 

پیرزن جواب داد: 

"ما شکلات روی بادامها را خیلی دوست داریم"

 


کلمات کلیدی: مهمان نوازی
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بدهید
پایان رنجها
ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٥  

 

 

همسری به خانه ام آمد

نگو که جسورانه آمد

 

 

در فراق عشق وی سوختم

که چرا  آنقدر  دیر آمد

 

ناجی سلامتی بود

که پس از صبر و شکیبایی آمد

 

 

هر روز شکر خدا گویم

 که  تنهاییم  به سر آمد

 

حال نگو که زن است

 وای چه بلایی بر سرم آمد

 

هوای او را داشته باش

 که برای خرج پول آمد

 

غیرت مرد را خواستار است

برای همت ما مردان آمد

 

 

زن ولی نعمت خداست

چراکه غیر از خرج خوشختی هم دارد

 

به من بگو ای کامران که رنجها به پایان آمد

آری با صبر و شکیبایی همه چیز به دست آمد

 

از خدا غافل مباشید 

با صبر و شکیبایی همه چیز وجود خواهد آمد

 

 


کلمات کلیدی: شعر
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بدهید
یک شعر عاشقانه
ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢۱  

 

 "بسم تعالی"

 

باسلام:

 

در شعر عاشقانه چند اشتباه مصراعی پیش آمد که آن را با هم دیگر اصلاح می کنیم

(البته با اشتباهات مصراعی که پیش آمد باز هم منظور شاعر و شعر را رسانیده است):

 

١تای من...٢ستت دارم

٣تاره شبای من...۴ره درد من

۵ی آفتابم....۶ عمرم

٧_٨ بار میگم: ٩کرتم

١٠مت گرم

 

توجه : شعر را از روی ارقام و با دقت بخوانید تا مظور شاعر را آن را درک کنید.

 


کلمات کلیدی: شعر
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بدهید
یک شعر عاشقانه
ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٩  

 

"بسم تعالی"

 

١ تای من ...٢ستت دارم

٣تاره شبای من ...۴ره عمر من

۵جه عمرم ...۶شه عمرم

٨,٧ بار میگم... ٩ کرتم

 ١٠ مت گرم.

 

توجه : شعر را از روی ارقام و با دقت بخوانید تا منظور شاعر را درک کنید


کلمات کلیدی: شعر
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بدهید
تبریک عید
ساعت ٤:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٦  

 

"بسم تعالی"

سلام:

ولادت منجی عالم

حضرت مهدی القائم(عج)

بر تمامی شیعیان وپیروان راه وی

مبارک باد

 


کلمات کلیدی: تبریک عید ،ولادت